رو به روی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم
حال اگرچه هیچ نذری عهده دار وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم
ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم
بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود:
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟
ساده از (من بی تو می میرم) گذشتی خوب من
من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم
لحظه ی تشییع من از دور می رسید
تا دو ساعت بعد مرگم همچنان جان داشتم...
کاظم بهمنی

برچسب: تا تو بودی خیمه ها آرام بود,تا تو بودی در شبم,تا تو بودی محمد نوری,تا تو بودی,تا تو بودی در کنارم,تا تو بودی در شبم من ماه,تا تو بودی من پناهی داشتم,تا تو بودی باغ عزت باز بود,تا تو بودی نوری دانلود,تا تو بودي,
نویسنده: کارن شجاعی