من پرونده های زیادی در موضوع رمالی و فالگیری دیدم
مثل موردی که رمال به بهانه نوشتن دعا پشت یه خانم ، اون و به یه باغ خلوت کشونده بود و توسط همدستش از خانم که لباسش و برای نوشتن دعا درآورده بود فیلم گرفته بود ، و اخاذی می کرد و یا رمالی که تو تنور آینه گذاشته بود و پول خیلی ها رو برده بود ، ولی دیروز شاهد یه ماجرای دیگه بود که به شدت متاثرم کردم .
پسره هر روز صبح مسافت یه ساعته رو برای گرفتن دعا از رمال به شهر ما می اومده و چهار تا دعا می گرفته و باز مسیر یه ساعته رو برمی گشته تا روز خوبی و شروع کنه و کسب و کارش رونق داشته باشه .
و در دو سال بیش از 60 میلیون تومن به رمال پول داده و البته معادل همین مبلغ هم برای رفت و آمد هزینه کرده.
پسر صاف و ساده ای بود . خیلی وقته این سوال برام پیش اومده که صاف و ساده بودن جنبه مثبت انسانهاست یا جنبه منفی؟!
حالا جدا از کار اون جوون که حتما حماقت بود ، در این زمانه کج رفتار ، سادگی و باید مثل گنج غنیمت شمرد و احترام گذاشت یا طردش کرد و تقبیح ؟
من آخرش نفهمیدم مرز بین سادگی و زرنگی کجاست ؟
سادگی تا چه حدی حماقته و تا کجا قابل تقدیر؟
زرنگی اگه خوبه چرا آدمهای زرنگ و منفی می دونیم ؟
واسه خودم اینطور معنی کردم که سادگی تا اونجا خوبه که نزاری سرت کلاه بره و زرنگی تا اونجا خوبه که کلاه کسی و بر نداری .
ولی بعضی وقتها تشخیص اینها واقعا سخت می شه

برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی