زندگی منشوری است در حرکت دوار...منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریب اش آن را دوست داشتنی ، خیال انگیز و پرشور ساخته است .
و نور عشق است که ناب و خالص بر این منشور عجیب می تابد و این ما هستیم که محاسبات دقیق برای شکست آن انجام می دهیم. و آنقدر غرق حساب و کتابهای فرسایشی می شویم که یادمان می رود قرار بود فقط انعکاس اش زیبا باشد .کاش می شد یکبار هم که شده با آغوش باز پذیرای درخشندگی و گرمایش باشیم تا معجزه عشق را ببینیم .
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
رز صورتی
دهه شصتی
دلنوشته:
روزی که بگیاز زندگیت می رم
روزی که نخوای دیگه نیستم
روزی که ترک ام کنی دنبالت نمیام
روزی که دلم و بشکنیازت معذرت می خوام
ناراحت نمی شم
اعتراضی نمی کنم
شاید گریه کنم ولی چه اهمیتی داره آخه من یه دهه شصتی ام
یاد گرفتم همیشه تسلیم باشم
دهه شصتی ها نه دلی دارن بلرزه نه منتظر آغوش و نوازشی هستنهمین هم که هست از سرشون زیاده
یه دهه شصتی خسته تر از اونی هست که برای چیزی بجنگه
نوشته شده در ۱۳۹۷/۰۴/۲۴ساعت
0:24 توسط |
آخ
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
همه هست آرزویم که ببینم از تو روییچه زیان تو را که من هم برسم به آرزوییبه کسی جمال خود را ننموده ای و بینمهمه جا به هر زبانی بود از تو گفت وگوییغم و درد و رنج و محنت، همه مستعد قتلمتو ببر سر از تن من، ببر از میانه گوییبه راه تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویمشده ام ز ناله نالی، شده ام ز مویه موییهمه خوشدل این که مطرب بزند به تار چنگیمن از آن خوشم که چنگی بزنم به تار موییچه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی؟چه شود که کام جوید ز لب تو کامجویی؟شود این که از ترحم دمی ای سحاب رحمتمن خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی؟بشکست اگر دل من به فدای چشم مستتسر خم می سلامت شکند اگر سبوییهمه موسم تفرج به چمن روند و صحراتو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویینه به باغ راه دهندم که گلی به کام بویمنه دماغ این که از گل شنوم به کام بویینه وطن پرستی از من به وطن نموده یارینه ز من کسی به غربت بنموده جست وجوییبنموده تیره روزم، ستم سیاه چشمیبنموده مو سپیدم، صنم سپیدروییفصیح الزمان شیرازی رضوانی؛
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
دلنوشته:
روزی که بگیاز زندگیت می رم
روزی که نخوای دیگه نیستم
روزی که ترک ام کنی دنبالت نمیام
روزی که دلم و بشکنیازت معذرت می خوام
ناراحت نمی شم
اعتراضی نمی کنم
شاید گریه کنم ولی چه اهمیتی داره آخه
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
خطی خبری هلهله ای از تو ندارمبا این همه حتی گله ای از تو ندارم
آماده ی ویران شدنم حیف زمانی استدیگر اثر زلزله ای از تو ندارم
در دست بجز شاخه خشکیده سرخیدر پای، بجز آبله ای از تو ندارم
عمریست فقط عاشق
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش
ولی آهسته می گویم خدایا ب
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا مننه بستهام به کس دل، نه بسته دل به من کسچو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... من
ز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیکبه من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی، نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی، به یاد آشنا منز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟ستارهها نهفتم، در آسمان ابریدلم گرفتهای دوست ، هوای گریه با من
سیمین بهبهانی
برچسب:
نویسنده: کارن شجاعی
بعضی وقتها فکر می کنم آلزایمر چقدر چیز خوبی می تونه باشهوقتی نخوای خاطرات بد و مرور کنی ولی اونها خودشون مثل حلقه فیلم جلوی چشمات رژه برنچرا نمی تونم فراموش کنم !بدیهایی که در حقم کردن نمی دونمشاید اصلا لازم نیست فراموششون کنم چون اونها آدمهای گذشته نیستن !هنوز هم در زندگیم حضور دارن و من مرتب براشون هزینه می کنم نباید فراموش کنم تا محبت و پول و وقت خرجشون نکنم نباید فراموش کنم که همه لیاقت محبت
برچسب: فراموش,
نویسنده: کارن شجاعی
از دوستانی که لطف کردن و حالم و پرسیدن ممنونم
راستش به خاطر سیل اخیری که در آذربایجان اومد و تعداد زیادی همشریانم را با خانواده هاشون به کام مرگ برد زیاد حال و حوصله شعر و متن ندارم .
اتفاق واقعا وحشتناکی بود . یک مصیبت تمام عیار.
کسانی که برای شادی و تفریح خانواده هاشون و مخصوصا بچه هاشون اونها رو برده بودن کنار رودخانه تا نوید سالی پرباران و بهشون بدن و پرآب شدن رودخانه خشکیده شهرمان را جشن بگ
برچسب: مصیبت,
نویسنده: کارن شجاعی